۱۳۸۸ آبان ۲۸, پنجشنبه

وضعیت نامناسب موسیقی سیستان

رقص سیستانی:








این رقص ریشه در فرهنگ اقوام افغانی و سیستانیها دارد ودر گذشته بیشتر مورد توجه قرار می گرفت.
موسیقی سیستان نسبت به گذشته افت کرده بطوریکه در خیابانها شهرهای دیگر مثل:مشهد_گرگان و..... سیستانیهای فقیر به دلیل نداشتن وضعیت مالی مناسب با اجرا کردن موسیقی سیستان از مردم طلب کمک می کنند.که این حرکت در شآن سیستانی و موسیقی سیستان نیست.






































تصاویر فوق نیز مربوط به یک سیستانی در مشهد هست که به دلیل فقر وبرای امرار معاش با اجرای موسیقی سیستان و گرفتن مبلغ ناچیز خرجی خود و خانواده اش را تامین کند. و این صحنه ها واقعا تاسف برانگیز هست چراکه موسیقی سیستان بیش از این ها  لایقش هست.

سیستانیها در فقر و فحشا:

به دلیل فقر و کمبود امکانات خانواده های سیستانی در فقر زندگی می کنندوهمین فقر موجب فساد و فحشا نیز میشود

تصاویر زیر متعلق به سیستانیها هست با مشاهده این عکسها متوجه وضعیت نامناسب سیستانیها می شوید.


اکثر خانواده های سیستانی در استان سیستان و بلوچستان به دلیل در دسترس بودن  و ارزان بودن مواد مخدر دچار اعتیاد هستندو این عامل موجب عقب ماندگی در سیستان شده است.









فقر موجب شده است که دختران سیستانی در دام پسران فرصت طلب و شبکه های جنسی بیفتند و عاقبت نیز چیزی جز پشیمانی باقی نمی ماند.




به هر صورت این وضع شایسته سیستان و سیستانی نیست سیستانی که نگین اقوام افغانی هست باید خیلی جایگاه رفیع و بلندی داشته باشد.

۱۳۸۸ آبان ۲۷, چهارشنبه

شخصیتهای سیستان و افغان

سیستان مهد تمدن اقوام افغانی بوده است و شخصیتهای برجسته ای داشته که بنده به معرفی انان می پردازم:
رستم:



















رستم از قهرمانان شاهنامه و یک سیستانی که در ایران و افغانستان حکومت می کرد.

ایت الله سیستانی:




















ایشان مرجع تقلید به نام و با تقوایی هستند که افتخار همه سیستانیها هستند.

فرخی سیستانی:



ابوالحسن علی بن جولوغ سیستانی معروف به فرخی سیستانی از غلامانو نوکران امیرخلف بانو آخرین امیر صفاری بود. علی بن جولوغ، از سر ناچاری شعری در قالب قصیده سرود و آن را « با کاروان حله» نام نهاد؛ و شعر را به عمید اسعد چغانی وزیر امیر صفاری که افغان بود تقدیم کرد. معروف است که روز بعد علی بن جولوغ قصیده‌ای به نام «داغگاه» ساخت و آن را برای امیر صفاری خواند. امیر صفاری، چهل کره اسب را به علی بن جولوغ هدیه کرد و او را از نزدیکان دربارش قرار داد
علی بن جولوغ نیز با تخلص فرخی در دربار صفاریان، چغانیان و غزنویان شعر می‌گفت. محمود غزنوی او را به ملک الشعرایی دربار منصوب کرد. پس از مرگ محمود در سال ۴۲۱ هجری قمری، فرخی به دربار سلطان مسعود غزنوی روی آورد و تا پایان عمر به ستایش این امیر غزنوی مشغول بود.
از آن جا که بیشتر قصاید فرخی در دربار غزنویان سروده شده است؛ ستایشگری و وصف در آن بسیار زیاد است؛ هر چند در میان شعرهای فرخی اشعاری نیز هستند که نکات آموزنده اخلاقی را در بر دارند. فرخی در سال ۴۲۹ هجری قمری در سنین جوانی در غزنه افغانستان درگذشت.

یعقوب لیث صفاری:




 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
اوج شکوفایی اقوام افغانی بود  وهم فارسی زبانان ایران و هم افغانستان زبان مادریشان توسط یغقوب احیا شد.
 
اشرف افغان:

 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
 
وی از پدری پشتون و مادری سیستانی بدنیا امد. وبر ایران و افغانستان حکومت میکرد.او به ایران حمله کرد و سیستانی ها نیز به او کمک کردند تا  اصفهان و رفت و تخت سلطنت را بدست گرفت دوران او او دوران با شکوه سیستانیها و اقوام افغانبود.سر انجام هنگام فرار به افغانستان توسط یک سردار بلوچ کشته شد.

سیستان

با ورود آخرین دسته از آریایها(پارس _کرد_لر_بلوچ_تالش_تات) در حدود سال ۱۲۸ق- م که سکه نامیده می‌شدند از شمال افغانستان به طرف جنوب یعنی قندهار و سپس به طرف غرب راه پیمودند تا به ایالت زرنک و کناره‌های دریاچه زره رسیدند و نام زرنک به واسطه ورود سکاها به سکستان تبدیل گردید و عربها سجستان می‌گفتند و بالاخره به سیستان تغییر نام یافت. که امروزه به همین نام خوانده و شناخته می‌شود. گرچه در قرن ۱۹ توسط بریتانیا قسمتی از سیستان به وسیلهٔ عهد نامه پاریس از سیستان جدا گردید،و درآن سوی مرز ماند، اما فرهنگ مردم، آداب و رسوم، زبان ادبیات آنها همچنان پایدار و پا برجا و یکسان است.

سیستان را می‌شود به سه نوع سیستان تقسیم کرد:

۱. سیستان کهن و باستان: شامل مرکز تمام مناطق شرق فلات ایران، نیمهٔ جنوبی و شرقی افغانستان کنونی، مناطق شمال پاکستان، کشمیر و همچنین طبق متون تاریخی، در دوران باستان، منطقهٔ تبت در ادوار طولانی متعلق به فتوحات امیران و حکام سیستانی بوده‌است.

۲. سیستان اصلی و محدود: شامل نیمهٔ جنوبی افغانستان، منطقهٔ چمان و ارتفاعات آن در پاکستان، مثلث شمال غرب بلوچستان پاکستان و سیستان ایران = زاهدان، زهک، جزینک، نهبندان، شوسف، زابل، نصرت آباد، شوره گز، بنجار، محمد آباد و...

۳. سیستان رسمی: که بعد از عهد نامهٔ ننگین پاریس به دو بخش سیستان ایران و سیستان افغانستان تقسیم شده است؛ که ولایات هلمند، نیمروز و جنوب ولایت فراه جزو سیستان افغانستان و شهرستانهای زاهدان، زابل، نهبندان و توابعشان و شرق کویر کرمان جزو سیستان ایران محسوب می‌شوند.